دور از نوازشهای دست مهربانت

دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت را در دستم گذارم
بی هیچ پروایی که دستِ عشق با ماست
دیدگاه ها (۴)

‏با حرفی، آغوشی، نگاهییک نقطه‌ی پایان بگذاریدادامه دادن یعنی...

آغوش توبرای زمستان منبس استمن زیر بارهیچ بهاری نمی روم....

ادامه ی چشم های تو...می شود دریا...می شود اقیانوس...و من قای...

بگذار که فراموش کنمتو چه هستیجز یک لحظهیک لحظه که چشمان مرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط