من زنی را میشناسم

من زنی را میشناسم
در حنجرهء مردی
ڪه سال ها
نه به هیچ عاشقانه ای
ڪه تنها به فریاد میلرزید
من زنی را میشناسم
ڪه با چرخش یڪ "قفل"
تمام زندگی اش واژگون میشد
چرا ڪه ...
وحشتِ وجودِ مردی را به جانش می انداخت
ڪه نگاهش را
نه به مهر
ڪه به خشم ... روی صورت زن میپاشید
من زنی را میشناسم
ڪه سرش همیشه پایین بود
نه از شرم نوازش های مردش
از وصله های نانجیبانه اش
ڪه " ناجور" به شب و روزش دوخته بود
من زنی را میشناسم
ڪه سالها پیش مرده بود

و هرگز ندانست ...
نفهمید ...
ڪه عشق
این نیست...!!
دیدگاه ها (۵)

من زنی را میشناسم در حنجرهء مردیڪه سال ها نه به هیچ عاشقانه ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پس از رَمی آخرین بت بی‌درنگ قربانی کن...! و اکنون در منی‌یی،...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط