پیچیده در هیاهو ای قبله ای زمانه

پیچیده در هیاهو ای قبله ای زمانه
روزی در باغ دیدم آن یار ناز داره
پاشیده بود به سیمین آن گل های
بی شماره🥀
دیدگاه ها (۰)

بس است غروری مکن آید آن آفت این زمانهچو سایه به جان اش افتم...

🙇

سالهاست گناه کارم که دگرنمی شنوم صدایشآی دل خوشه تو آریمظنون...

میرم به مسافری مرگ می گرددبالای سرم ای جانم ای مرگ تو امان ب...

مرسی که هستی ❣️🌹❣️🌹❣️در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی...

رز سرخ

🦉واای از ان روزی که زندان🌎 را دیدم زندان بان مرا رهاکنی آوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط