ادامه پارت قبل ...

ادامه پارت قبل ...



دخترک با تردید و ترس به اطراف نگاه کرد هیچ کس نبود محله پول دارا بیست. فرق داشت با محله خودش آروم سوار شد و آن مرد هم بلافاصله سوار شد با احترام گفت : کجا میرید
ات آدرس محل کار برداشت را داد سپس ماشین راهی شد
٫ آروم بگیر دختر این فقد یه کابوسه که ازش بیدار نمیشی جوری مگه ممکنه که تو دریا بیوفتی و با یه پسره تو تخت اونم لخت بیدار شدی مگه فیلم تاریخیه یا داستان جادو و طلسم هستش اوف داداش خدا کنه اونجا باشی ٫ آورم به ساختمان بزرگ زل زد سپس تورم پیاده شد نگات کله مرد و زن باکلاس بهش دوخته شد ماشین ای که ازش پیاده شد رفت دخترم متعجب زل زد بهش



وایییی خدا خودتون رو جای ات تصور کنید ... دلم ریخت
دیدگاه ها (۹)

معجزه زندگی )پارت هشتم ٫ بیخیال برو دیگه هیچ وقت به اون خونه...

معجزه زندگی )پارت نهم سوبین : ببینید این خواهر کوچیک تره منه...

معجزه زندگی )پارت هفتم ٫ این خواب بود یا واقعا به حرف اون پس...

معجزه زندگی )پارت شیشم ٫ خدا لعنتش کنه هیچی نیست نه هیچی نیس...

چون لایک هایی که کردین و کامنت ها و بازنشر هایی که گذاشتین ش...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط