ویو کیمیا

ویو کیمیا
خودمو به زور از کیوان جدا کردم سریع رفتم اتاق و درو قفل کردم نمیدونم چرا کیوان اینجوری کرد به هر حال مست بود یه گوهی خورد نمیتونم کاری کنم ( کیمیا پشت در نشسته بود و خوابش برد) از خواب بیدار شدم در اتاق رو که باز کردم دیدم کیوان پشت اتاق خوابش برده اون گوه خورده بود من روم نمیشد تو صورتش نگاه کنم رفتم دست و صورتم رو شستم مامانم هنوز نیومده بود صبحونه و قهوه برا کیوان درست کردم رفتم کیوان رو بیدار کردم
کیمیا : کیوان ؟ کیوان ؟ بیدار شو( لحن کیوت )
کیوان : ( با یه لحن خمار و بد دهن ) چته کیمیا ؟
کیمیا: پاشو این قهوه رو بخور تا از این حالت خمار بیرون بیای بعدم امروز روز اول کاریته نباید دیر کنی
کیوان : اوففف یادم رفته بود ( خسته و بی حال )
کیمیا : حالا که فهمیدی پاشو برو دست و صورتت رو بشور
کیوان : اَح باشع بابا ( عصبی )
کیوان : چته رفتارت تغییر کرده؟
کیمیا : با کارایی که دیشب کردی باید هم تغییر کنه
کیوان : دیشب ؟ دیشب چیشد مگه؟
کیمیا : واقعا یادت نمیاد ؟
کیوان : نه! فقط یادمه آخرین بار پیشه دوستام بودم
کیمیا : هیچی نشد ولش کن !
کیوان : باشه
_________________________________________
پایان پارت ۳
دیدگاه ها (۲۳)

پارت ۴ویو کیوان کل ماجرای دیشب رو یادم بود ولی میخواستم کیمی...

پارت ۶ویو کیواناولین روزه کاریم تو این کافه بود جای خوبی بود...

پارت ۲ویو کیمیا(گریه کنان) اوففف چقدر،من بدبختم همه جام دارع...

پارت ۱ویو کیمیاما دو تا بچه ایم البته تنی هم نیستیم من و برا...

#قمار_سرنوشت پارت²⁴ویو لونا با نوری که چشمم رو می‌زد از خواب...

part ۲۱ویو تهیونگ ا/ت رو بغل کردم راهی خونه شدم رفتم به طرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط