می دانی سخن گفتن اکنون چقدر برایم دشوار است.اکنون که می د

می دانی سخن گفتن اکنون چقدر برایم دشوار است.اکنون که می دانم با بر زبان آوردن هر کلمه ای خود را معرفی می کنم.حالا که می دانم با بیان هر موضوعی خودم را بیان می کنم وبا قضاوت کردن در مورد هر رویدادی خودرا قضاوت می کنم وبا هر اعتراض به خود اعتراض می کنم.
سخت است که بدانی تمام کارهایی که می کنی معرف خود واقعی توست.
نقابها، دیگر به درد نمی خورند.دیگران را می فریبی.آنرا که در درون خود تو نشسته وبه تو وکارهایت می نگرد را چه؟؟؟
او با مهربانی وعشق از تو می خواهد خودت باشی.هر اتفاقی بیافتد مهم نیست.مهم این است تو خودت باشی.
واین سخت است ،سخت است که خود را چون آیینه ببینی.هر کاری، هر حرفی، هر حرکتی را در واضح در خودت نگاه می کنی ومی دانی که این تو هستی.تلخ،رنجیده،یا عاشق،یا یک نفس ضعیف.نقابها دیگر به درد نمی خورند.چون تو همه چیز را می دانی.
دیدگاه ها (۱۱)

اگر دقت کنی کل هستی آرام وبدون زحمت کار خود را انجام می دهد....

ما یاد گرفته ایم اسیر قانونی باشیم که خود وضع کرده ایم.از دی...

نمیشه با علاقه به کسی عشق او را در قلبش بکشی. به او بگویی من...

انسان مثل آب روان این رود جاری وزلال وپاک است.اگر قسمتی حتی ...

_ یه روز با یکی آشنا میشی که مهم نیست چقدر ازت فاصله داره ،م...

ولی بیا روراست باشیم ، اگه ریسک نکنی ، اگه نخندی ، اگه همش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط