رزسفیدمن
#رز_سفید_من
#پارت_۱۱
در طول مسیر یونگی فقط جیمین رو اذیت میکرد و جیمین هم یونگی رو اذیت میکرد. حتی نزدیک بود تصادف کنند!
جیمین:مین فاکینگ یونگی تمومش کن!
یونگی:اوکی اوکی فقط به خاطر اینکه نکشیمون
بعد هم دستشو با نیشخند روی رون جیمین کشید و سریع دستشو عقب کشید تا مورد عنایت فحش های اون جوجه ی وحشی قرار نگیره
بعد از چند دقیقه اون دو به هتل رسیدند.که اِریس اون ها رو دید و عصبی شد. با خشم پیششون رفت.
جیمین ماشین رو پارک کرد و یونگی پیاده شد. بعد هم جیمین پیاده شد که اریس اومد پیششون
اریس خطاب به یونگی گفت
اریس:عزیزم، کی اومدی؟
یونگی :کوری؟ همین تازه اومدم دیگه
جیمین نیشخندی زد و اریس از عصبانیت قرمز شد. بعد هم یونگی اریس رو هل داد چون از بغل خوشش نمیومد.
یونگی:جیم بیا توی دفترم باهات کار دارم.
جیمین با حرص سری تکون داد و دنبال یونگی به داخل هتل رفت. اریس هم پاشو به زمین کوبید و با حرص گفت
اریس:جیم بیا تی دیفتیریم بیهیت ...
بعد هم رفت.
داخل دفتر، یونمین.
یونگی :خب، جیمین این لیست رو بگیر
جیمین لیست رو گرفت و نگاهی بهش انداخت و گفت
جیمین:ده تا نیترو؟ ولی این هفته وقت پنج نفر شرکت میکنن چرا ده تا؟
یونگی:فضولیش به تو نیومده جوجه اردک
جیمین:پس خبری از نیترو نیست
یونگی:باشه حالاااا چرا زود جوش میاری مگه پریودی؟
جیمین:پسرا پریود نمیشن ابله!
جیمین با حرص لگدی به یونگی زد و یونگی بی صدا خندید و گفت
یونگی : ببین ممکنه یه مسابقه ی دیگه هم شرکت کنیم کن اونجا سه نفر شرکت میکنن. خب؟
جیمین نمیخواست پا فشاری بیشتری کنه چون از طرفی ممکن بود یونگی بفهمه که جیمین خود سازنده ی نیتروها و قطعات خاصه و از طرف دیگه هم ممکن بود براش بد تموم بشه
جیمین:اوکی
بعد جیمین برگشت تا از دفتر خارج بشه که همون لحظه
اینم از ایننننننننننننن
عااااااااااا دستانم شیکستتتتتتت🎀👹🦦🦦🦦🦦🦦
#پارت_۱۱
در طول مسیر یونگی فقط جیمین رو اذیت میکرد و جیمین هم یونگی رو اذیت میکرد. حتی نزدیک بود تصادف کنند!
جیمین:مین فاکینگ یونگی تمومش کن!
یونگی:اوکی اوکی فقط به خاطر اینکه نکشیمون
بعد هم دستشو با نیشخند روی رون جیمین کشید و سریع دستشو عقب کشید تا مورد عنایت فحش های اون جوجه ی وحشی قرار نگیره
بعد از چند دقیقه اون دو به هتل رسیدند.که اِریس اون ها رو دید و عصبی شد. با خشم پیششون رفت.
جیمین ماشین رو پارک کرد و یونگی پیاده شد. بعد هم جیمین پیاده شد که اریس اومد پیششون
اریس خطاب به یونگی گفت
اریس:عزیزم، کی اومدی؟
یونگی :کوری؟ همین تازه اومدم دیگه
جیمین نیشخندی زد و اریس از عصبانیت قرمز شد. بعد هم یونگی اریس رو هل داد چون از بغل خوشش نمیومد.
یونگی:جیم بیا توی دفترم باهات کار دارم.
جیمین با حرص سری تکون داد و دنبال یونگی به داخل هتل رفت. اریس هم پاشو به زمین کوبید و با حرص گفت
اریس:جیم بیا تی دیفتیریم بیهیت ...
بعد هم رفت.
داخل دفتر، یونمین.
یونگی :خب، جیمین این لیست رو بگیر
جیمین لیست رو گرفت و نگاهی بهش انداخت و گفت
جیمین:ده تا نیترو؟ ولی این هفته وقت پنج نفر شرکت میکنن چرا ده تا؟
یونگی:فضولیش به تو نیومده جوجه اردک
جیمین:پس خبری از نیترو نیست
یونگی:باشه حالاااا چرا زود جوش میاری مگه پریودی؟
جیمین:پسرا پریود نمیشن ابله!
جیمین با حرص لگدی به یونگی زد و یونگی بی صدا خندید و گفت
یونگی : ببین ممکنه یه مسابقه ی دیگه هم شرکت کنیم کن اونجا سه نفر شرکت میکنن. خب؟
جیمین نمیخواست پا فشاری بیشتری کنه چون از طرفی ممکن بود یونگی بفهمه که جیمین خود سازنده ی نیتروها و قطعات خاصه و از طرف دیگه هم ممکن بود براش بد تموم بشه
جیمین:اوکی
بعد جیمین برگشت تا از دفتر خارج بشه که همون لحظه
اینم از ایننننننننننننن
عااااااااااا دستانم شیکستتتتتتت🎀👹🦦🦦🦦🦦🦦
- ۱۴۵
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط