پارت ۱
پارت ۱
مثل هر روز دیگه از خواب بلند شد و بعد از ورزش کردن و انجام روتین پوستیش آماده رفتن به دانشگاه شد
اون حتی صبحانه هم نمیخورد و فقط ناهار میخورد اون خیلی لاغر بود و همچینین واقعا ضعیف بود اون کم خونی شدیدی داشت و خیلی وقت ها ازهوش میرفت ولی همه اینا جزوی از زندگیش شده بود اون هیچ دوستی نداشت و همیشه تنها بود پدرش ادم قدرتمندی بود و یکی از بزرگترین سهام دارای کره بود
پدرش فقط جلوی دوربین ها مهربون بود ولی در واقعیت ادم سرد و خشنی بود که همیشه با دختر یکی یدونش سر لج داشت و همیشه دعواش میکرد و گاهی اونقدر کتک میزد که دختر بیچاره کارش به بیمارستان کشیده میشد
اون مجبور بود همیشه درس بخونه و هیچ وقت حرفی روی حرف پدرش نزنه
اون حتی حق نداشت با پسری حرف بزنه وگرنه تنبیه بدی پیش رو داشت
دختر حتی خیلی وقتا دلش نمیخواست بره دانشگاه چون اونجایکی از دخترا همیشه اذیتش میکرد و میشه گفت اون دختر بزرگترین دشمنش بود
دانشگاه مثل همیشه براش گذشت و تموم شد که جی یون همون دختر ی که همیشه اذیتش میکرد مقابلش قرار گرفت
.............
مثل هر روز دیگه از خواب بلند شد و بعد از ورزش کردن و انجام روتین پوستیش آماده رفتن به دانشگاه شد
اون حتی صبحانه هم نمیخورد و فقط ناهار میخورد اون خیلی لاغر بود و همچینین واقعا ضعیف بود اون کم خونی شدیدی داشت و خیلی وقت ها ازهوش میرفت ولی همه اینا جزوی از زندگیش شده بود اون هیچ دوستی نداشت و همیشه تنها بود پدرش ادم قدرتمندی بود و یکی از بزرگترین سهام دارای کره بود
پدرش فقط جلوی دوربین ها مهربون بود ولی در واقعیت ادم سرد و خشنی بود که همیشه با دختر یکی یدونش سر لج داشت و همیشه دعواش میکرد و گاهی اونقدر کتک میزد که دختر بیچاره کارش به بیمارستان کشیده میشد
اون مجبور بود همیشه درس بخونه و هیچ وقت حرفی روی حرف پدرش نزنه
اون حتی حق نداشت با پسری حرف بزنه وگرنه تنبیه بدی پیش رو داشت
دختر حتی خیلی وقتا دلش نمیخواست بره دانشگاه چون اونجایکی از دخترا همیشه اذیتش میکرد و میشه گفت اون دختر بزرگترین دشمنش بود
دانشگاه مثل همیشه براش گذشت و تموم شد که جی یون همون دختر ی که همیشه اذیتش میکرد مقابلش قرار گرفت
.............
- ۸.۸k
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط