𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖
جیمین نامه را پیدا کرد.
فوراً نزد یونگی رفت.
«اعلیحضرت.»
یونگی نامه را خواند.
چهرهاش سرد شد.
«خیانت از داخل قصره.»
جیمین سر تکان داد.
«منم همین فکر رو میکنم.»
«چه کسی؟»
«نمیدونم.»
همان شب، نگهبانها بررسی تمام کارکنان را شروع کردند.
اما یک نفر ناپدید شده بود.
یکی از خدمتکارانی که سالها در قصر کار کرده بود.
یونا وقتی خبر را شنید، یونوو را در آغوش گرفت.
یونگی کنار او نشست.
«نگران نباش.»
«چطور؟»
«چون این بار میدونیم دشمن کجاست.»
یونا گفت:
«میترسم.»
یونگی دستش را گرفت.
«حق داری.»
بعد آرام گفت:
«اما من اینجام.»
یونا به او نگاه کرد.
یونگی لبخند زد.
«قربون اون صورت نگرانت برم، یونا. تا وقتی من زندهام، نمیذارم کسی به تو و یونوو نزدیک بشه.»
یونا سرش را روی شانهی او گذاشت.
«فقط سالم بمون.»
«قول.»
𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖
جیمین نامه را پیدا کرد.
فوراً نزد یونگی رفت.
«اعلیحضرت.»
یونگی نامه را خواند.
چهرهاش سرد شد.
«خیانت از داخل قصره.»
جیمین سر تکان داد.
«منم همین فکر رو میکنم.»
«چه کسی؟»
«نمیدونم.»
همان شب، نگهبانها بررسی تمام کارکنان را شروع کردند.
اما یک نفر ناپدید شده بود.
یکی از خدمتکارانی که سالها در قصر کار کرده بود.
یونا وقتی خبر را شنید، یونوو را در آغوش گرفت.
یونگی کنار او نشست.
«نگران نباش.»
«چطور؟»
«چون این بار میدونیم دشمن کجاست.»
یونا گفت:
«میترسم.»
یونگی دستش را گرفت.
«حق داری.»
بعد آرام گفت:
«اما من اینجام.»
یونا به او نگاه کرد.
یونگی لبخند زد.
«قربون اون صورت نگرانت برم، یونا. تا وقتی من زندهام، نمیذارم کسی به تو و یونوو نزدیک بشه.»
یونا سرش را روی شانهی او گذاشت.
«فقط سالم بمون.»
«قول.»
- ۱.۱k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط