ساعت شش صبح را
ساعت شش صبح را
تا میزنم
و در جیب بغلم می گذارم
کمی قهوه برای شعرهایم
دم می کنم
دوستت دارم هایم را
صبحانه نخورده
از خانه بیرون می کنم
تا به خانهی تو بیایند
تعجب نکن
خودت خواستی که
یکی دیوانه وار دوستت بدارد...
تا میزنم
و در جیب بغلم می گذارم
کمی قهوه برای شعرهایم
دم می کنم
دوستت دارم هایم را
صبحانه نخورده
از خانه بیرون می کنم
تا به خانهی تو بیایند
تعجب نکن
خودت خواستی که
یکی دیوانه وار دوستت بدارد...
- ۱.۲k
- ۱۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط