یک جاهائی از زندگی هم هست که مال خود آدم است ،

یک جاهائی از زندگی هم هست که مال خود آدم است ،
من هندزفری میگذارم
که صدای سلیقه ام به گوشِ شما نرسد ،
ببین شعورش را دارم
که نگویم به تو چه؟
که کله ام را فرو نکنم
توی حلق زندگی شما ،
شاید بد نباشد
شما هم تلاشت را بکنی ،
خدا را چه دیدی ،
شاید شد!
یک جاهائی خصوصی است ،
خواهر و برادر و عمه و خاله و رفیق هم برنمیدارد ،
دفتر خاطرات آدم روزنامهٔ چاپ صبح نیست
که اینطور با ولع میخوانی
و کله تکان میدهی!
تو اگر دلت کشید
و رفتی موهایت را از بُن تراشیدی من حرفی نمیزنم ،
شعورش را خدا به من داده که سلیقهٔ کسی را شخم نزنم ،
حالا شما چطور؟
به رنگ موی آدم هم کار داری
که چی مثلا؟
که بی شعوریت را داد بزنی؟
زدی عزیز دلم ،
ما هم لبخندمان را زدیم ،
ولی هرکدام یک زَدَنی دیگر داریم ،
تو به چاک و من عُق!
بیا بِزَن و سرت را کنار گوش من تکان نده
که حامله ای؟؟؟!
گاهی هم بگذارید
آدمها احساس کنند
که میشود
«زندگی» کرد
هنوز ، گاهی که میشود؟
لطفا کنجکاو عزیز ،
لطفا!


محمد_یغمائی
دیدگاه ها (۱)

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

رمان هفتمین سایه

💎بعضی آدم‌ها شایسته معاشرت‌اند. ️بعضی آدم‌ها هستند که شاید ه...

فکر میکردم وقتی نباشی همه چیز حل میشودچه میدانستم نبودن تو ب...

فکر میکردم وقتی نباشی همه چیز حل میشودچه میدانستم نبودن تو ب...

بعضی آدم‌ها شایسته معاشرت‌اند...بعضی آدم‌ها هستند که شاید هم...

بعضی آدم‌ها هستند که شاید همه کتاب‌های خوب را نخوانده باشند ...

به کدامین بهانه مرا اینگونه به دنیایت پیوند زدی ....که اینگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط