فصل سوم( شب دردناک )
فصل سوم( شب دردناک )
پارت ۲۷۷
جول سو باز هم با خنده مزخرفش سمته جیمین رفت .... و این بتر دستش رت گذاشت رو شانه جیمین
جول سو : خوب پس تو بودی درسته ...
جیمین با چهره سرد و خشن اش چشم دوخته به جول سو
جیمین: درسته ! درست متوجه شدی
جول سو : یعنی تو بودی که باعث باختنم تو مزایده شدی
جیمین باز هم خونسرد گفت
جیمین : درست فهمیدی باید بهت جایزه بدیم تو خیلی باهوشی
اخره حرفش خنده ای کرد و با پوسخند بهش خیره شد جول سو عصبی تر داد زد
جول سو : تو باید آدب شی
جیمین: مردک اگه یه زره ترس تو وجودته اینجوری منو به صندلی نمیبستی ترسو بزدل خودم میکشمت
جول سو از جیمین فاصله گرفت و سمته دست یارش حرکت کرد
جول سو : نظرتون چیه به مهمون جدیدمون یه درس حسابی بدیم
دستیارش خنده ای کرد و با چون به دست سمته جیمین رفت.......
********************
میجی : نگران نباش فقد بهش زمان بده
دختره از جلو پنچره کنار رفت و سمته میز جلو رفت اینه قدم برداشت
ات : حتی تو جشن هم شرکت نکرد
میچا: آخه تو چرا نگران میشی معلوم بود تو اون جشن شرکت نمیکنه اون جشن رو عمه سوجین گرفته بود برای خوشحالی اینکه تو میتونی حرف بزنی و معلوم بود جیمین نمیاد
دخترم باز هم با غصه تو آینه به خودش نگاه کرد
میجی: بس کن ات بیا بشین دکتر گفته بود تا چند مدت نباید بلند شی
ات: حالم خوبه
دخترک با بغض گفت و رو تختش نشست میجی و میچا در حالی که مشغول خوردن چای بودن آروم زمزمه کرد ....
میچا: آخه این داداشم کجاست؟
تماس گوشی اش باعث شد زود از رو صندلی بلند شه و با ترس به گوشی نگاه کنه
میجی: چی شده کیه؟
میچا: مامانم !
میجی: خوب جواب بده دیکه
میچا: نه اون گفت میخواد با هیونگ حرف بزنه ولی من نمیتونم بهش بگم که سه روزه که ندیدمش شک میکنه
دخترک با شنیدن اسم مادر جیمین لبخندی زد چه خوب میشد که خانم جئون را میدید
میجی: بهش بگو دوش میگیره
میچا: ب...باشه
با قدم های سریع از اتاق خارج شد
میجی: منم باید برم ات مراقب خودت باش و دائه برات سوپ پخته
دختره مثل بچه ها اخم کرد و لب هایش را آویزان کرد
ات: سه روزه همش سوپ میخورم
میجی خنده ای کرد و سمته دخترک رفت دستی به موهایش کشید و گفت
میجی: خیلی بچه ای ات
و بعد از برداشتن کیف و پالتو سمته در حرکت کرد و با لبخند از اتاق خارج شد .... رو تخت دراز کشید و دستش را گذاشت رو شکم اش( درد میکنه ) و بعد از تکرار این کلمه به خواب رفت.......
پارت ۲۷۷
جول سو باز هم با خنده مزخرفش سمته جیمین رفت .... و این بتر دستش رت گذاشت رو شانه جیمین
جول سو : خوب پس تو بودی درسته ...
جیمین با چهره سرد و خشن اش چشم دوخته به جول سو
جیمین: درسته ! درست متوجه شدی
جول سو : یعنی تو بودی که باعث باختنم تو مزایده شدی
جیمین باز هم خونسرد گفت
جیمین : درست فهمیدی باید بهت جایزه بدیم تو خیلی باهوشی
اخره حرفش خنده ای کرد و با پوسخند بهش خیره شد جول سو عصبی تر داد زد
جول سو : تو باید آدب شی
جیمین: مردک اگه یه زره ترس تو وجودته اینجوری منو به صندلی نمیبستی ترسو بزدل خودم میکشمت
جول سو از جیمین فاصله گرفت و سمته دست یارش حرکت کرد
جول سو : نظرتون چیه به مهمون جدیدمون یه درس حسابی بدیم
دستیارش خنده ای کرد و با چون به دست سمته جیمین رفت.......
********************
میجی : نگران نباش فقد بهش زمان بده
دختره از جلو پنچره کنار رفت و سمته میز جلو رفت اینه قدم برداشت
ات : حتی تو جشن هم شرکت نکرد
میچا: آخه تو چرا نگران میشی معلوم بود تو اون جشن شرکت نمیکنه اون جشن رو عمه سوجین گرفته بود برای خوشحالی اینکه تو میتونی حرف بزنی و معلوم بود جیمین نمیاد
دخترم باز هم با غصه تو آینه به خودش نگاه کرد
میجی: بس کن ات بیا بشین دکتر گفته بود تا چند مدت نباید بلند شی
ات: حالم خوبه
دخترک با بغض گفت و رو تختش نشست میجی و میچا در حالی که مشغول خوردن چای بودن آروم زمزمه کرد ....
میچا: آخه این داداشم کجاست؟
تماس گوشی اش باعث شد زود از رو صندلی بلند شه و با ترس به گوشی نگاه کنه
میجی: چی شده کیه؟
میچا: مامانم !
میجی: خوب جواب بده دیکه
میچا: نه اون گفت میخواد با هیونگ حرف بزنه ولی من نمیتونم بهش بگم که سه روزه که ندیدمش شک میکنه
دخترک با شنیدن اسم مادر جیمین لبخندی زد چه خوب میشد که خانم جئون را میدید
میجی: بهش بگو دوش میگیره
میچا: ب...باشه
با قدم های سریع از اتاق خارج شد
میجی: منم باید برم ات مراقب خودت باش و دائه برات سوپ پخته
دختره مثل بچه ها اخم کرد و لب هایش را آویزان کرد
ات: سه روزه همش سوپ میخورم
میجی خنده ای کرد و سمته دخترک رفت دستی به موهایش کشید و گفت
میجی: خیلی بچه ای ات
و بعد از برداشتن کیف و پالتو سمته در حرکت کرد و با لبخند از اتاق خارج شد .... رو تخت دراز کشید و دستش را گذاشت رو شکم اش( درد میکنه ) و بعد از تکرار این کلمه به خواب رفت.......
- ۱۸.۵k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط