⭐‌پارت۲۷/کما⭐‌

⭐‌پارت۲۷/کما⭐‌
+سرخ شده بودم با این حال گفتم اره
و کراواتشو بستم

تهیونگ:میخوای یکم دیگه ادامه بدیم؟
+میخواستم ولی خجالت می‌کشیدم واسه همین گفتم نه نمی‌خواد بیا بریم

یکم در همین حالت موند (رو به رو آت )
چون خجالت می‌کشیدم به صورتش نگاه نمی‌کردم مستقیم رو به و نگاه میکردم ولی از شانس بدم قد کوتاه بودم و درست رو به رو گردنش بودم یکمم از سینش معلوم بود واسه همین تحریک شده بودم

آت:تهیونگ؟
تهیونگ:بعله!
آت:میخوای ادامه بدیم؟
-خندم گرفته بود ولی سعی کردم حالت فیس جدیمو حفظ کنم
تهیونگ:نخیر دیرمون میشه
آت:بدون اجازم لبامو میبوسی ولی وقتی که بهت اجازه میدم نمی‌خوای این کارو کنی؟اخه چرا؟تهیونگگگگگ

-همین طوری داشت غر میزد و من دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم
واسه همین خم شدم تا درست روبه روی صورتش باشه و با دستام صورتش صورتشو آوردم بالا تا اونم درست روبه روم باشه

تهیونگ:خیلی سعی کردم جلو خودمو بگیرم ولی انگار تو نمی‌خوای بیخیال بشی
+انگار با حرفام تحریک شده بود آخه کنه دیوونه چرا این حرفارو زدم؟
سرشو به راست خم کرد تا راحت تر بتونه منو ببوسه و با شدت زیادش به بوسیدنم ادامه میداد تا وقتی که دیگه نفس کم آوردم...


نظرتون برام مهمه🤍
لایک کنید انرژی بگیرم♥️
فالو یادتون نرههههه💙
دیدگاه ها (۰)

⭐‌پارت۲۸/کما⭐‌آت:تهیونگ باشه باشه فهمیدم بیا دیگه واقعا بریم...

⭐‌پارت ۲۹/کما⭐‌پدر:به به دست گلامون اومدن این طوری می‌خواین ...

⭐‌پارت ۲۶/کما⭐‌آت:شوخی میکنی دیگه؟حتی شلوارتم در نیاوردی واس...

⭐‌پارت ۲۵/کما⭐‌+تهیونگ وارد اتاقم شد..تهیونگ:یه چیزی یادت نر...

تک پارتی از شوگا ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی و طبق معمول...

تک پارتی از جونگکوک ویو ات دیگه مثل قبل نیستم من ات و دوسال ...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط