هیچ چیز سر جای خودش نیست ، من نفس میکشم در حالی که هوایی
هیچ چیز سر جای خودش نیست ، من نفس میکشم در حالی که هوایی نیست ، قدم میزنم در حالی که در فکر توهستم ، میخوابم و خواب تو را میبینم ، میبینم و تو را حتی از دور دستها نیز نمیبینم ، مینشینم و تو را در کنار خودم نمیبینم ، میخندم و خنده هایم از ته دل نیست ، اشک میریزم و کسی دلسوز من نیست ، میتابم و کسی در دلم نیست که ببیند همه دلم را تاریکی فرا گرفته .
- ۶۰۷
- ۲۱ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط