من

من
خسته....
تنها....
افسرده....
گیر افتاده بین روزمرگی های لعنتی....
و
چیزی که دیگران از من تو ذهنشون ساختند.....
شنگول...
عاشق خل وچل بازی....
سرزنده ...
سرزنده....
سرزنده....
چه قدر سخته غرق جمعیت بودن در عین تنهایی . . .
دیدگاه ها (۷)

زین استون (Zane Stone )سن: ۱۸ سال (سال آخر دبیرستان)قد و هیک...

محو زیبایی او پارت ۴۹ویو رزا داشتم ته یونگ میبوسیدم که دخترا...

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

شاهکاری به نام دروغ

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

P⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

زیبای کوچک فریبکار

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط