رفتی و در دل من ماند بجای... ، عشقی آلوده به نومیدی و درد

رفتی و در دل من ماند بجای... ، عشقی آلوده به نومیدی و درد... ،نگهی گم شده در پرده ی اشک... ،حسرتی یخ زده در خنده ی سرد... ، آه اگر باز بسویم آیی...،، دیگر از کف ندهم آسانت...، ترسم این شعله ی سوزنده ی عشق...، آخر آتش فکند بر جانم
دیدگاه ها (۵)

رفتی و در دل من ماند بجای،،عشقی آلوده به نومیدی و درد،،نگهی ...

رفتی و در دل من ماند به جای عشقی آلوده به نومیدی و درد نگهی ...

ياد آن بوسه كه هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختياد آن خنده ...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خند...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خنده...

یاد آن بوسه که هنگام وداعبر لبم شعله حسرت افروختیاد آن خنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط