اینقدر تنگ دلی واسم تکراری شد که آخرش سنگدلی رو ترجیح داد

اینقدر تنگ دلی واسم تکراری شد که آخرش سنگدلی رو ترجیح دادم بهش،
الان دارم باهاش زندگی میکنم ، با سنگدلیم خوشبختم اما ...
میدونی ، هیچی حس نمیکنم، حتی اشک توی چشامو...!!!
دیدگاه ها (۴)

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط بر...

مادرم فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم … اون همیشه مای...

نگران شب هایم نباش . . . تنها نیستم ! بالشم. . . هق هق سکوتم...

به دنيا كه آمدم،پيراهن سرنوشت را، آويزان تنم كردند بي آنكه...

میگم میشه این قضیه نائی رو تموم کنین حس خوبی ندارم بهش...حس ...

با کسی که با خودم میگفتم بهترین دوست و ادم زندگیمه، هرروز پی...

^فیک جونگکوک^(پارت۳۶)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط