پارت

پارت ۴
اون ا.ت سال پایینی نیست باورم نمیشه اون واقعا رشته اش رقصه؟...
جیمین:دستش خورد به در و صدا خورد

ا.ت:با صدا برگشتم ببینم کیه
رفتن سمت در و بازش کردم...هاااا جیمین و هوسوک سال بالایی ها؟ دختر و پسر کش دانشگاه...پشمام
جیمین و هوسوک:سریع خودشون رو جمع کردن
ا.ت:بهشون کج نگاه کردم
ا.ت:اینجا چیکار میکنین؟داشتین زاغسیاه منو چوب میزدین؟
هوسوک:جیمین من میرم آب بگیرم و سریع دور شد
جیمین:تودلش:لعنت بهت جی هوپپپپ
جیمین:ام...چیزه...بد فک نکن
ا.ت:در رو کامل باز کردم
ا.ت:بیا تو
جیمین:رفتم داخل
ا.ت:تند و تیز لباسش رو توی رختکن عوض کرد و بدنش رو سرد کرد.
ا‌.ت:میرم راحت باشین
و سریع از اونجا دور شدم

ویو ا.ت/
با گونه های سرخ شدم رفتم سمت اتاق موسیقی درش رو باز کردم و رفتم تو کیفم رو گذاشتم کنار و پشت پیانو روی صندلی نشستم نُت هارو از حفظ بودم پس شروع کردم پیانو زدن...
ساعت یک و نیم بود و من و مین جی و هی سو داشتیم از دانشگاه میرفتیم بیرون...

ویو جیمین/
با رفتن ا.ت آب شدم و روی زمین نشستم و به جای خالیش جلوی در چشم دوختم چه دست و پا چلفتیم خداااا
هوسوک:بیا جیمین آب بخور حالت جا بیاد
جیمین:آب رو گرفتم و خوردم
هوسوک:حالت خوبه؟
حیمین:نه به قلبم تیر زده
هوسوک:ایراد نداره پاشو خودت رو جمع کن ساعت یک و نیمه پسرا منتظرن
و باهم به سمت خونه رفتن

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ویو ا.ت/با بچها وسط راه خداحافظی کردم و رفتم خونه کلید...

پارت ۶ویو ا.ت/وارد باشگاه بزرگ مرکز شهر شدم(بچها اشتباه نکنی...

پارت ۳چه خوب تنها بودم...لباسم رو عوض کردم و لباس ورزشیم رو ...

پارت ۲ویو ا.ت/با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم.صدای گوش...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

part4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط