با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد

با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده !
دیدگاه ها (۱)

هاروكى موراكامى :وقتی چیزی مرا رنج میداددر مورد آن با هیچ کس...

مولانا :نگفتمت مرو آنجا که آشنات منمدر این سراب فنا چشمه حیا...

آمدی جانم به قربانتولی حالا چرا؟؟با وفا حالا که منافتاده‌ام ...

به سر زلف تسلی نتوان كرد مرا دست گستاخ مرا بند قبا می‌بايد#ب...

توان گذشت ز هر آرزو ولی هرگزز دل به در نتوان کرد انتقام تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط