با دست خود نوشید شاعر شوکرانش را

با دست خود نوشید شاعر شوکرانش را

نه! مرگ هم حتی نمی‌فهمد زبانش را

هر کس که بود، او با سیاوش رد شد از آتش

«سوگند» نه، با عشق پس داد امتحانش را

خورشید را نوشید کوهی از لب دریا

پاشید بر هفت‌آسمان آتشفشانش را

خاکسترِ دلتنگی‌اش فوارۀ خون بود

آتشفشانی که به لب آورد جانش را

«از زمزمه دلتنگ بود از همهمه بیزار»*

بستیم ما با خشت افیونی دهانش را

«شاعر تو را زین خیل بی‌دردان کسی نشناخت»**

تا پر کند از چشمهایت استکانش را

من کیستم؟ باید برای تو غزل می‌گفت

حافظ که در شعر تو پیدا کرد آنش را
دیدگاه ها (۱)

ان شاالله به هلاکت رسوندن تک تکتون ♨️سخنگوی رژیم صهیونیستی ک...

♨️تصاویر ماهواره‌ای از اصابت موشک‌های یمنی به مخازن سوخت یک ...

♨️هشدار مجدد دولت صنعا به شرکت‌های هواپیمایی برای حضور در آس...

♦️شورش اعتراضی در نیویورک پس از تیراندازی مأمور مهاجرت به یک...

♨️حمله تند ممدانی به ترامپ پس از تیراندازی مأمور مهاجرت در ن...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

207

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط