آتش رها نکرده مرا در بهشت تو

آتش رها نکرده مرا در بهشت تو
لعنت به سرنوشت من و سرنوشت تو
بر صخره های خسته ی ساحل نوشته ، من ...
بر موج های سرکش دریا ، نوشته ، تو...
گاهی خیال میکنم این قسمت من است
شاید خدا سرشته مرا با سرشت تو
تا چرخ روزگار بچرخد به میل من
چشم انتظار معجزه ام در کنشت تو
تنها گناه زندگی ام بودی و هنوز
آتش رها نکرده مرا در بهشت تو





الهام ديداريان
دیدگاه ها (۵)

پنجشنبه است و دلم برای آنهایی که دیگر ندارمشان تنگ است...پنج...

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست فقط می‌خواست همو فهمیده باشیمبدو...

تو چای مینوشی؛غافل از اینکه کسی اینجاستکه به فنجان درون دسته...

برو تنها مرا بگذار بس کن این ترحم راتحمل می کنم هر جور باشد ...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط