به دو چشم اشین و بهصدنالهغمگین قسم

『 』


.

بـه 'دو چشمِ‌ اشڪین' وُ بـه'صدناله‌ۍغمگین' قسم؛
بـه قافله‌ات فرا بخوانَـم،
تـا ڪه از ڪف نـداده‌ام
خرجِ سفر به حوالۍِ تو را ..!

_بین‌الحرمین:'))
دیدگاه ها (۱)

#صبحتون‌بخیر طلوع تویے [🌤]° صبح تویے []° آفتاب ڪن در وجودمـ...

#هر روز _با _یک _شهید

به‌این‌جاےدعا؎ندبھ‌کھ میࢪسم‌به‌اینفڪࢪمیکنم، این‌چشم‌ها‌هࢪچه‌...

انتظار یعنی چی رفقا؟

نجوایِ ماه در آغوش شیطانپارت ۲۳او روی صندلی کنار تخت نشسته ب...

رمان جیمین

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط