گـاهـی کـه چـادرم خـاکـی میشـود …

گـاهـی کـه چـادرم خـاکـی میشـود …
از طعنــه هــای مــردم شـهــر …
یاد چفیـه هـایی می افتـم …
که برای چادری ماندنم …
خــونـی شدند …!
دیدگاه ها (۱)

در آینده ای نزدیک... نگاهی به دور و برت بینداز یک وقت هایی...

چآدری هآیی رآ میشنآسی کِه حُرمَت آن رآ نگه نمیدارند. بآوَر...

قدر خنده داره !... که وقتی وارد خیابون میشیم بدون چادر هستیم...

شلوار لــــــی را برایمان فرستادند.. اول زیاد هم بــــد نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط