تگرگ را دوست دارم

تگرگ را دوست دارم
انجماد عاشقانه ی یک هم آغوشی
در آن هنگام که
ابری به رسالت می رسد
و قطره های باران
همچون واژگان شعر من
تو را می سرایند

با من بیا
به سماع آسمان
رقص کنان
یخ می زنیم
در گرمای زمین
آب می شویم

من و تو
در آغوش هم
پرواز می کنیم ..
دیدگاه ها (۶)

کاشکی هرگز نیاید غم سراغِ سینه اییا غباری جا نگیرد بر دلِ آی...

نه در این بی کسی ام بوی کسی می آیدنه دراین بی نفسی همنفسی می...

ابری شده چشمم که دلی سیر بباردتا بعد تو دیگر به کسی دل نسپار...

ﺑﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻗﻔﺴﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺍﺳﺖﺷﻌﺮ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺑﺪﯼ ...

دلتنگم... #دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،#شعر م...

ما شکوفه می‌زنیم، آره داریم شکوفه می‌زنیم، عزیزمما شکوفه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط