از در بالا رفتم

از در بالا رفتم
پله‌ها را باز کردم
لباسِ خوابم را خواندم
و دکمه‌هایِ دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم
و چراغِ خوابم را روی سرم کشیدم
آخ!...از دیشب که مرا بوسید
همه‌چیز را
قاطی کرده‌ام
دیدگاه ها (۲)

من به صندلی بغل راننده نمی‌گم صندلی شاگرد اون صندلی عشقه... ...

عطر نارنج؛بوی شکوفه ...برای دوست داشتنت،بهار را، در فنجان شع...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط