از در بالا رفتم

از در بالا رفتم
پله‌ها را باز کردم
لباسِ خوابم را خواندم
و دکمه‌هایِ دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم
و چراغِ خوابم را روی سرم کشیدم
آخ!...از دیشب که مرا بوسید
همه‌چیز را
قاطی کرده‌ام
دیدگاه ها (۲)

من به صندلی بغل راننده نمی‌گم صندلی شاگرد اون صندلی عشقه... ...

عطر نارنج؛بوی شکوفه ...برای دوست داشتنت،بهار را، در فنجان شع...

.Revenge.

#بے_صبرانـہ_منتظرتماسم من تهیونگه ...سومین شاهزاده کشور ۲۰ س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط