نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان مانده

نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان مانده
نه دیگر زلفِ تاکی بر سر دیوارمان مانده

فقط اندوه می‌گیرد سراغی از غریبی‌مان
همان که یارمان بوده، کماکان یارمان مانده

بپرس از پیشگوهای قدیمی این معمّا را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟

چقدر از دلخوشی‌های کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از داغ‌های بر جگر بسیارمان مانده؟

سزای خواندن از عشق است در گوش کرِ جنگل
اگر که قطره‌خونی گوشه‌ی منقارمان مانده

تو تقدیر منی ای عشق... امّا عقل می‌گوید:
"بیا بُگذر ز تقدیرت"، همین یک کارمان مانده!

❏ #حامد_عسکری
#خیلی_خسته_ام
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه های شبنم

نه فانوسی کنار لحظه های تارمان ماندهنه دیگر زلف تاکی بر سر د...

♥️🌺🌻♥️🌺🌻♥️🌺🌻نه فانوسی کنارِ لحظه های تارمان ماندهنه دیگر زلف...

نه فانوسی کنار لحظه‌های تارمان ماندهنه دیگر زلف تاکی بر سر د...

🛑 یه آمار عجیب بهتون بدممی‌دونستید ایرانی‌ها بیشتر از اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط