با بهانهِ های واهی کرد با ما قهر رفت

با بهانهِ های واهی کرد با ما قهر رفت
زندگی را در نبودش کرد هرشب زهر رفت

خُرَّم آبادِ دلم را دید با خود دیدنیست
زود آمد،کرد ما را مثل خرمشهر رفت

عاشقش بودم نفهمیدم دلش عاشق نبود
تا شدم آواره و سرگشته ی این دهر رفت

گفته بود آخر مرا در غم شناور می کند
با صداقت گفت آخر شد دو چشمم نهر رفت

من دخیلم توی کاهش دادنِ افراد شهر
هر که شد معشوقه ام خندید و بعد از شهر رفت
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

با بهانهِ های واهی کرد با ما قهر رفتزندگی را در نبودش کرد هر...

با بهانهِ های واهی کرد با ما قهر رفتزندگی را در نبودش کرد هر...

با بهانهِ های واهی کرد با ما قهر رفتزندگی را در نبودش کرد هر...

درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همانگوشه گیری توی غم،احوال من...

با بهانهِ های واهی کرد با ما قهر رفتزندگی را در نبودش کرد هر...

شعر بسیار زیبا از حاج فیاض حسنلو حتما بخونیدزِ جور و کینه و...

قابل توجه دیپلمات های احمق ♨️ نماینده آمریکا در سازمان ملل: ...

♨️استیو هانکه، استاد اقتصاد دانشگاه جانز هاپکینز: به لطف رئی...

قالیباف خائن چرا مجلس رو بازنمیکنی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط