ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید ک

ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که در سطل زباله‌اش دنبال چیزی می‌گردد. گفت: خدا رو شکر فقیر نیستم.

مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد و دیوانه‌ای با رفتار جنون‌آمیز در خیابان دید و گفت: خدا رو شکر دیوانه نیستم.
آن دیوانه در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل می‌کرد گفت: خدا رو شکر بیمار نیستم.
مریضی در بیمارستان دید که جنازه‌ای را به سردخانه می‌برند. گفت: خدا رو شکر زنده‌ام.

فقط یک مرده نمی‌تواند از خدا تشکر کند. چرا امروز از خدا تشکر نمی‌کنیم که یک روز دیگر به ما فرصت زندگی داده است؟
دیدگاه ها (۱)

🔴ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که ...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس حرکت نکرد.جنا هنوز دست پاندورا را گ...

the lost leaves/رمان جیمین

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط