عشق مافیایی
عشق مافیایی
Part 38
ویو ات
ادامه ی غذامو خوردم یه نگاهی به جیمین انداختم
ات: چته چرا اینطوری نگاه میکنی
جیمین: چطوری نگاه میکنم
ات: چیزه انگار میخوایی منو بخوری
جیمین: بیام بخورمت
ات: نه ممنون هنوز از دیشب درد دارم
جیمین: کجات درد میکنه
ات: کجام درد نمیکنه
جیمین: من که زیادروی نکردم
ات: خفه شو درد دارم
جیمین: میخوایی چیکار کنم پرنسس کوچولوم
ات: هممممم مثلا میتونی برام گل بخری
جیمین: گل رو میخوایی چیکار
ات: به تو چه
جیمین: باشه باشه برات گل میخرم درخواست دیگه ای
ات: نه ندارم
جیمین: میشه باهات حرف بزنم
ات: یه ساعته حرف میزنیم دیگه
جیمین: راستش تو باید یه وارث بدنیا بیاری
ات: شوخی میکنی
جیمین: نه اصلا فردا معلوم نیست بلکه من مردم
ات: عههههه زبونتو گاز بگیر
جیمین: حالا هر چی تو باید یه وارث بدنیا بیاری
ات: من هنوز نمیتونم
جیمین: چرا مثلاً
ات: میگم نمیتونم من آمادگیشو ندارم
جیمین: تو باید بدنیا بیاری
ات: باشه
جیمین: راستی یه بچه کافی نیست سه تا بچه میخوام
ات: عشقم چقدر کم میخوایی هشت تا بیارم
جیمین: راست میگی
ات: آره جون عمت من نمیتونم یدونه بیارم مونده به سه تا
جیمین: نظرت چیه سه قلو بدنیا بیاریم
ات: خفه شو
جیمین: سه قلو
ات: خفه
جیمین: هشت تا
ات: نه جیمین تا نکشتمت گمشو
جیمین: باشه عشقم دو تا
ات: آره این خوبه
جیمین: بریم بسازیم
ات: خر بهت میگم هنوز نه درد دارم
جیمین: زیادروی نمیشه
ات: خفه پاشو برو برام میوه بیار بخورم
جیمین: من شوهرتم مثلا تو باید برا من بیاری
ات: بلند شو بابا شوهر چیه
جیمین: باشه قربان الان میارم
ات: پسر خوبی هستی
ادامه دارد...
Part 38
ویو ات
ادامه ی غذامو خوردم یه نگاهی به جیمین انداختم
ات: چته چرا اینطوری نگاه میکنی
جیمین: چطوری نگاه میکنم
ات: چیزه انگار میخوایی منو بخوری
جیمین: بیام بخورمت
ات: نه ممنون هنوز از دیشب درد دارم
جیمین: کجات درد میکنه
ات: کجام درد نمیکنه
جیمین: من که زیادروی نکردم
ات: خفه شو درد دارم
جیمین: میخوایی چیکار کنم پرنسس کوچولوم
ات: هممممم مثلا میتونی برام گل بخری
جیمین: گل رو میخوایی چیکار
ات: به تو چه
جیمین: باشه باشه برات گل میخرم درخواست دیگه ای
ات: نه ندارم
جیمین: میشه باهات حرف بزنم
ات: یه ساعته حرف میزنیم دیگه
جیمین: راستش تو باید یه وارث بدنیا بیاری
ات: شوخی میکنی
جیمین: نه اصلا فردا معلوم نیست بلکه من مردم
ات: عههههه زبونتو گاز بگیر
جیمین: حالا هر چی تو باید یه وارث بدنیا بیاری
ات: من هنوز نمیتونم
جیمین: چرا مثلاً
ات: میگم نمیتونم من آمادگیشو ندارم
جیمین: تو باید بدنیا بیاری
ات: باشه
جیمین: راستی یه بچه کافی نیست سه تا بچه میخوام
ات: عشقم چقدر کم میخوایی هشت تا بیارم
جیمین: راست میگی
ات: آره جون عمت من نمیتونم یدونه بیارم مونده به سه تا
جیمین: نظرت چیه سه قلو بدنیا بیاریم
ات: خفه شو
جیمین: سه قلو
ات: خفه
جیمین: هشت تا
ات: نه جیمین تا نکشتمت گمشو
جیمین: باشه عشقم دو تا
ات: آره این خوبه
جیمین: بریم بسازیم
ات: خر بهت میگم هنوز نه درد دارم
جیمین: زیادروی نمیشه
ات: خفه پاشو برو برام میوه بیار بخورم
جیمین: من شوهرتم مثلا تو باید برا من بیاری
ات: بلند شو بابا شوهر چیه
جیمین: باشه قربان الان میارم
ات: پسر خوبی هستی
ادامه دارد...
- ۲۸.۳k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط