از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش
یکبار در عمرت قدمی هم نفسم باش

ای آینه صدرنگ نشو با دل ِ تنگم
درظلمت شب قدر غمی هم نفسم باش

یا دوست من باش و یا دشمنِ جانی
لبخند بزن با ستمی هم نفسم باش

اینبار اگر رد شدم از گوشه ی چشمت
چون آه نفس گیر دمی هم نفسم باش

آهو صفت و گرگ خماری است نگاهت
چون سرمه ی چشمت قلمی هم نفسم باش

من سایه ی تنهایی خویش است پناهم
تا حوصله ی دیر دمی هم نفسم باش

افسوس که عمر من دیوانه هدر رفت
این آخر عمری قدمی هم نفسم باش
دیدگاه ها (۱)

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم ...

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم ...

‌ از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفس...

یا دوست من باش و یا دشمنِ جانی لبخند بزن با ستمی هم نفسم باش...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

تقدیم خواهرعزیزم درویسگون نگار عزیزم دکتر فاطمه عزیز

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

کمی ناراحت بودم.کاش گریه من تمام بشه ولی به خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط