پارت

پارت۴۰

شک برای ایورا اونم تودوران بارداری اصلا خوب نبود همه بانگرانی به سمتش اومدن و دکتر بهش سرم زد و انا و سوک کیونگ پیش ایورا بودن و شوگا و بقیه پسرا هم دم اتاق اما بودن که دکتر از اتاق اومد بیرون

شوگا:دکتر حالش چطوره تغییری نکردی؟(نگرانی)
دکتر:متاسفم ولی هنوز همینطوریه
و اونجا رو ترک کرد

ایورا:م...من کجام
انا:ایورا خواهش میکنم اروم باش
سوک کیونگ:به خودت فشار نیار اما خوب میشه(بغض)
انا:راست میگه اروم باش برات خوب نیست استرس
ایورا:اخه چطور میتونم اروم باشم وقتی بعد اینهمه سال خواهر و برادرم و مادرم و پیداکردم و اونوقت اینجوری میشه(گریه)
درحال گریه بودن سه تاشون با اینکه انا سعی میکرد خودشو اروم نگه داره تا بتونه ایورا رو اروم کنه که لوکا حرفاشونو میشنوه و وارد میشه
لوکا:خواهرکوچولو(بغض)
انا:لو..لوکا بالاخره اومدی(گریه)
سوک کیونگ:لوکا اما اما(گریه)
ایورا:اوپا(گریه)
یدفعه رفت و ایورا رو درآغوش کشید
لوکا:نگران نباش من اینجام نمیزارم اتفاقی براتون بیوفته نگران نباش اما خوب میشه دیگه همه چی تموم شد(بغض شدید)
ایورا:ممم...من میخوام برم پیش اما
لوکا:باشه باشه الان پرستار میاد و سرم و از دستت میکشه
پرستار رو صدا کردن و سرم و از دست ایورا درآورد و به سمت بخشی که اما بود حرکت کردن
ایورا:خواهر جونم(گریه)
ووسوک:عزیزم اروم باش
ایورا:چطوری چطوری اروم باشم(گریه)
ووسوک:با..باشه ولی انقدر بخودت فشار نیار
شوگا:لوکا بالاخره از سفر اومدی(ناراحتی)
لوکا:چه اتفاقی براش افتاد چرا مراقبش نبودین(داد)
شوگا:اون بخاطر نجات جون ایورا و بچش خودشو فدا کرد ولی اون خوب میشه انقدر سنگ دل نباش نگران اون دوتا بچه نیستی که اگر اتفاقی برای اما بیوفته بدون مادر میشن (گریه و داد)
لوکا:ببخشید نباید الان همچین حرفی میزدم
انا:تمومش کنید دیگه
نامجون:اما خوب خوبه میشه
جین:درسته فقط الان یه گوشه خوابیده تا استراحت کنه(بغض)
شوگا:پسرا برید خونه من میمونم
جیمین:نه همه برید منم با شوگا میمونم
لوکا:منم میمونم بقیه برید
نامجون:باشه مراقب باشید خب بریم
ووسوک:ایورا بسه دیگه بریم(دستاش و گرفت و رفتن)
ایورا:شوگا خواهش میکنم مراقب خواهرم باش
شوگا:توهم مراقب خودت باش
وبعد از خداحافظی همه رفتن و شوگا و جیمین و لوکا موندن

1ماه بعد

ویو اما
از خواب بلند شدم دیدم یه جای خیلی سرسبز و عالیم که بابام و دیدم
.........................
دیدگاه ها (۰)

پارت۴۱ویو امااز خواب بلند شدم و دیدم یه جای خیلی سرسبز و عال...

فیک جدیدژانر:مافیایی- عاشقانه - هیجانی شخصیت های اصلی:بورام-...

پارت3۹ایورا:اما تروخدا چشاتو بازکن(با گریه)شوگا:ام..اما(شک)ت...

بچه هاحمایت خیلی کم شده اگرهمینجوری پیش بره فیک وادامه نمیدم...

p13

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس با بغض توی چشماش رضایت داد _اخ....( اروم )+هیس ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط