آن قدر دوستت دارم که گاهی از وحشت به لرزه می‌افتم!

آن قدر دوستت دارم که گاهی از وحشت به لرزه می‌افتم!
زندگی من دیگر چیزی به جز تو نیست. خود من هم دیگر چیزی به جز خود تو نیستم.
چهره‌ات تمام زندگی مرا در آینه‌ی واقعیت منعکس می‌کند و این واقعیت آن قدر عظیم است که به افسانه می‌ماند!
تو را دوست دارم؛ و این دوست داشتن، حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته می‌کند.
همه‌ی شادی‌هایم در یک لبخند تو خلاصه می‌شود؛ و کافی است که تو قیافه ناشادی بگیری تا من همه‌ی شادی‌ها و خوشبختی‌های دنیا را در خطوط درهم فشرده‌ی آن، ( چهره‌ای که خدا می‌داند چقدر دوستش می‌دارم ) گم کنم...!
دیدگاه ها (۴)

‌وقتی گفتم : " دوستت دارم "می دانستم انقلابی است علیه قبیلهو...

عشقتقویم چشم های تو ستکه روزگار ِمراورق می زند در توو منبا ک...

در نبودت دل من قبله ی حاجات نداشتتو نبودی و لبم قصد مناجات ن...

واماعشق مثل آتش میماند!آدم های عاقل خودشان را گرم میکنند،و آ...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

حاج قاسم کجایی؟❤️‍🩹امروز که سایه‌ی جنگ بر خاکمان سنگینی می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط