چشم‌هایش شروع واقعه‌ای

چشم‌هایش شروع واقعه‌ای
بود عظیم در قلبم!
هرگاه‌ دیدمش تندتر از قبل
به تپش افتاد...
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻮﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺁﻣﺪ …ﺑﺎﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ …ﻧﮑﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﭘﺪﺭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ؟ﻧ...

چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که تو را می‌ب...

من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصلمن از افسون چشمت مست و ...

هوایت می‌زند بر سردلم دیوانه می‌گرددچه عطری در هوایت هستنمی‌...

چشم هایش شروع واقعه بود✨️🫠#سریال_جانشین #جانشین #سریال_خلی...

اولین بار که دیدمش ؛ از نگاهش نور چکه میکرد ، و ماه توی قهوه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط