گیرم که غزلهای مرا یار نخوانَد

گیرم که غزلهای مرا یار نخوانَد
اخبارِ مرا باد به گوشش نرسانَد

گیرم من از این درد بمیرم که بمیرم
او هیچ نداند که نداند که نداند

با اینهمه بگذار کماکان بنویسم
تا عشق در آیین غزل زنده بمانَد

بگذار مترسک بکند شال و کلاهی
از گوشه ی جالیز کلاغی بپرانَد

حالا که جهان پُر شده از جُرم و جنایت
بد نیست یکی مِهر به دلها بنشانَد

خوب است یکی طعمِ دل انگیزِ غزل را
با رایحه ی عشق به دنیا بچشانَد

#محمد_رضا_نظری
دیدگاه ها (۳)

گیرم که غزلهای مرا یار نخوانَداخبارِ مرا باد به گوشش نرسانَد...

اینگونه که من در تله ی عشق تو گیرماینگونه که زنجیر و گرفتار ...

همایون رحیمیان

من ریزه کاری های بارانمدر سرنوشتی خیس می مانمدیگر درونم یخ ن...

بعضی ها عجیب خوبند!من باور دارم که گاهی #خدا،با بندگانش ما ر...

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه...

زیباترین فصل عمر من تو هستی.?Bir insan nasl bu kadar aşk kokabilir

یاشا یاشا یاشا منیم خالقیم یاشا یاشا یاشا آذربایجان

آغوش تو بهترین جای امن منه....#عاشقانه #love #آغوش #کره

پاییز آمده🍂تا هر نَسیمش بهانه‌اے شود براےبا #تـღـو ↬ بودنبا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط