وقتی دعوا کردید..

ᴘᴀʀᴛ 2
ویو ا/ت
دو ساعت از دعوامون میگذره، همینطور رو تخت دراز کشیده بودم جیهوپ هم تو اتاقش بود، یعنی چی کار میکنه.. یعنی هنوز عصبیه.. همش به این چیزا فکر میکردم دلمم خیلی تیر میکشید. چند دقیقه بعد احساس کردم باهام کمی خیسه مگه امروز چندمه نه.. نه.. لعنتی. اروم بلند شدم رفتم حموم بدنمو اب گرفتم لباسمو عوض کردم. دوباره رفتم رو تخت دراز کشیدم. ایییی دلم خیلی درد میکنه. انقدر درد میکنه که همینطور اشک میریختم
ویو جیهوپ
از بعد دعوامون هنوز تو اتاق کارمم. راست میگه یکم زیاده روی کردم ولی اونم نباید هی لجبازی کنه به حرفام گوش نکنه. شاید اونموقع عصبی بودم ولی الان عصبی نیستم دلم میخواد برم پیشش. همش تو این فکرا بودم که احساس کردم یه صدایی میاد.. صدای ا/ت بود یعنی چش شده سریع بلند شدم از اتاق کارم اومدم بیرون رفتم اتاقمون، دیدم تو خودش جمع شده همینطور اشک میریزه
ا/ت: اییی درد میکنه (اشک میریزه)
جیهوپ: عزیزم چیشده
صداش کردم جوابمو نداد روشو کرد اونور. رفتم سمتش رو تخت نشستم
جیهوپ: سانشاینم چیشده بیا اینجا ببینمت
اروم کشیدمش سمت خودم بلندش کردم که بشینه
جیهوپ: چرا گریه میکنی چیزی شده
ا/ت: نه (گریه میکنه)
جیهوپ: زود بگو ببینم
ا/ت: دلم.. دلم درد میکنه (گریه)
صبر کن ببینم.. امروز چندمه.. پس برای همین اشک میریزه. بلند شدم از اتاق اومدم بیرون
ویو ا/ت
فهمید که پر**یود شدم بلند شد بدون توجه بهم رفت از اتاق بیرون. اخه چرا اینجوری میکنه گریم شدت گرفت. چند دقیقه بعد دیدم با چندتا کیسه تو دستش اومد نشست کنارم. از داخل کیسه یه مسکن دراورد با بطری اب داد بهم  مسکن رو خوردم، بطریو ازم گرفت گذاشت رو میز بعد بهم کیسه اب گرم داد گذاشت رو شکمم. بعدش دیدم از کیسه چندتا عروسک خوشگل دراورد گذاشتشون کنارم.
جیهوپ: نفسم الا دلت چیزی میخواد بخوری؟
ا/ت: هوبی.. (بغض)
جیهوپ: جونم عزیزم چرا بغض کردی
ا/ت: با اینکه.. با اینکه دعوا کردیم.. ناراحتت کردم.. ولی باز تو هواست بهم هست.. خیلی دوست دارم (اشکاش ریختن)
جیهوپ: سانشاینم شاید دعوا کرده باشیم ولی من همیشه هواسم بهت هست الانم گریه نکن بیا بغلم
منو کشید تو بغلش سرمو ناز میکرد.
جیهوپ: میدونی من انقدر دوست دارم که اگر هم دعوا کنیم هیچ تاثیری نداره چون من همیشه هر ثانیه بیشتر دوست دارم (گونشو بوسید)
ا/ت: خوشحالم که تو زندگیمی (لبشو بوسید)
جیهوپ: استراحت کن هرچی خواستی هم بهم بگو (لبخند)
بیشتر رفتم تو بغلش، همینطور سرمو ناز میکرد که کم کم خوابم برد

☆پایان☆

اسلاید دوم : لینو
اسلایدهای بعد : اتاق، عروسک،...

#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۱۱)

وقتی دعوا کردید...

#سناریو_درخواستی وقتی عضوهشتمی از همه کوچیکتری، همیشه یه گوش...

زیبایی تو| قمست 3

#زیبایی.توPart: 3_ لازم نکرده بخوری(جدی و سرد)« همه اعضا خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط