دوست دارم آدمهایی را که وقتی اسمشان می آید دلت به وجودشان

دوست دارم آدمهایی را که وقتی اسمشان می آید دلت به وجودشان گرم میشود...
دوست دارم آدمهایی را که هیچگاه خبر تلخ و بد به تو نمیدهند و همیشه پیام آور شادی برایت هستند...
دوست دارم آدمهایی را که هیچوقت نگاهشان از بالا به پایین نیست، و آنقدر احساس راحتی باهاشان میکنی که انگار سالهاست در کنارشان زندگی کرده ایی و می شناسیشان...
دوست دارم آدمهایی را که سرشان درد میکند برای کارهای خیر و در هر جایی که یک اتفاقی، چه شیرین و چه تلخ هست حضور دارند و همه جا هستند...
دوست دارم آدمهایی را که خطایم را دیدند و به رویم نیاوردند! انگار که هرگز اتفاقی نیفتاده است...
دوست دارم آدمهایی را که همیشه در روزهای تلخ با اینکه هیچگاه در روزهای خوشی به یادشان نبودم، کنارم هستند...
دوست دارم آدمهایی را که همیشه مثل کوه پشتت هستند و خم به ابرو نمیاورند...
و دوست دارم آدمهایی را که وقتی نیستند انگار چیزی گم کرده ام...
من این دوست داشتنهای دوست داشتنی را میپرستم...
اینان جلوه ایی از حضور خدا و به معنی واقعی"نعمت" میباشند. ناب ناب...
اگر در زندگی از این دوست داشتنیها دارید قدرشان را بدانید و بیاموزید به هر قیمتی از دستشان ندهید........
دیدگاه ها (۴)

هرازگاهیخودت را هَرَس کن...شاخه های اضافیت را بزن...پای تمام...

ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ ،ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ...

زندگی رویش یک حادثه نیست زندگی رهگذر تجربه هاست تکه ا...

چه زیبا میشد این دنیا اگر شاه و گدا کم بود ...

تخیله داستان شیپ نکزدم

شعله های حسادت در قلب تومان پارت 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط