بیان کردم حدیث دوری و شرح شبِ هجران

بیان کردم حدیث دوری و شرح شبِ هجران
پریشان کرد زلف و گفت: از زلفم پریشانتر؟

#قصاب_کاشانی





قسمت ما ز جهان غیر پریشانی نیست

سرنوشت من و زلف تو به یک مضمون است






#امامزاده_صالح_ع
دیدگاه ها (۱)

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

سرنوشت(ویو من)اون شب اصلاً نتونستم بخوابم...هر بار چشمامو می...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط