یک نفر هست که از پنجرهها
یک نفر هست که از پنجرهها
نرم و آهسته مرامیخواند
گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم میماند
.
یک نفر هست که در پرده شب طرح لبخند سپیدش پیداست
مثل لحظات خوش کودکیم
.
پر زعطر نفس شببوهاست
یک نفر هست که چون چلچلهها
روز وشب شیفته پروازاست توی چشمش چمنی ازاحساس
توی دستش سبد آوازاست یک نفر هست که یادش هرروز
چون گلی توی دلم میروید
آسمان، باد، کبوتر، باران
قصهاش را به زمین میگوید
یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا میخواند
گاهگاهی زخودم میپرسم ازکجا اسم مرامیداند
.
خدایادوستت دارم
نرم و آهسته مرامیخواند
گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم میماند
.
یک نفر هست که در پرده شب طرح لبخند سپیدش پیداست
مثل لحظات خوش کودکیم
.
پر زعطر نفس شببوهاست
یک نفر هست که چون چلچلهها
روز وشب شیفته پروازاست توی چشمش چمنی ازاحساس
توی دستش سبد آوازاست یک نفر هست که یادش هرروز
چون گلی توی دلم میروید
آسمان، باد، کبوتر، باران
قصهاش را به زمین میگوید
یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا میخواند
گاهگاهی زخودم میپرسم ازکجا اسم مرامیداند
.
خدایادوستت دارم
- ۳۸۳
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط