باز باران، بی ترانه…بی هوای عاشقانه…بی نوای عارفانه…در سک
باز باران، بی ترانه…بی هوای عاشقانه…بی نوای عارفانه…در سکوتی ظالمانه…خسته از مکر زمانه…غافل از حتی رفاقت…حاله ای از عشق و نفرت…اشکهایی طبق عادت…قطره های بی طراوت...دیدن مرگ صداقت...روی دوش آدمیت...میخورد بر بام خانه !!!
- ۲.۶k
- ۱۶ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط