مرا در حسرت نارنج‌زارانت رها کردی

مرا در حسرت نارنج‌زارانت رها کردی
چراغان کن شبِ این عصرهای پرتقالی را
دیدگاه ها (۱)

نسیمی هست ، ابری هست ، اما نیستی در شهردلم بیهوده می‌گردد خی...

اناری از لبِ دیوار باغت سرخ می خنددبگیر از من ، بگیر این دست...

کجاها را به دنبالت بگردم شهر خالی را ... ؟!دلم انگار باور کر...

قدیمی

اشکان:اصلا با دولت کار ندارماون که اصلا تکلیفش جداست و این د...

📺جدیدترین نماهنگ #محمد_اسداللهی با نام"عزیز ایران" ویژه تشیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط