تنهام گذاشتو رفت

تنهام گذاشتو رفت
با خودم گفتم:برگرده منت کشی کنه الکی میگم نمیخوامت . . .
چند روز بعد اومد یه چیزی تو دستانش قایم کرد . . .
با خودم گفتم حتما واسم کادو خریده
ناز کردمو گفتم:نمیخوامت, گفت چه بهتر بگیر کارت عروسیمه . .
دیدگاه ها (۱)

الماس زیبای من  part²                                      ...

(عشق ممنوعه) *part ¹⁸*~~~~...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

عشقی حقیقی

پارت نهمممم

رمان سوم پارت هجدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل اتاق ...

شروع ✨از همین الانم خودشو پشت روندن ماشین سیستم آخر به سمت گ...

شمشیر بر تاریکی پارت ۱۶

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط