تا بی تو دوچشمم همه شب باز پر آب است
تا بی تو دوچشمم همه شب باز پر آب است
از درد تو گفتن بخدا حرف حساب است
امشب تو خبر،از دل من هیچ نداری
تا باز ببینی دل من بی تو کباب است
ایوب شدن کار دلم نیست کجایی
برگرد که،این زندگی ام بی تو سراب است
صد حیف نداری خبر از من که اسیرم
تا روز قیامت دل من بی تو خراب است
من تشنه ی آن لب شده ام وای کجایی
لب نیست لبت جان خودم دَلوِ شراب است
صدخاطره من دارم از آن چشم سیاهت
این خاطره مربوط به آن عهد شباب است
صد نامه فرستادم و صد حیف نیامد
یک پاسخ از آن نامه همین عین عذاب است
سرگشته
از درد تو گفتن بخدا حرف حساب است
امشب تو خبر،از دل من هیچ نداری
تا باز ببینی دل من بی تو کباب است
ایوب شدن کار دلم نیست کجایی
برگرد که،این زندگی ام بی تو سراب است
صد حیف نداری خبر از من که اسیرم
تا روز قیامت دل من بی تو خراب است
من تشنه ی آن لب شده ام وای کجایی
لب نیست لبت جان خودم دَلوِ شراب است
صدخاطره من دارم از آن چشم سیاهت
این خاطره مربوط به آن عهد شباب است
صد نامه فرستادم و صد حیف نیامد
یک پاسخ از آن نامه همین عین عذاب است
سرگشته
- ۹۰۹
- ۰۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط