Help me

پارت ۱۷

پذیرش : اسم مریضتون و لطفاً بگید
جیمین : جئون جونگ کوک
پذیرش : طبقه چهارم سمت راست ..... داخل ICU
جیمین: ممنون
راوی : رفتن طبقه بالا و دکترشو و دیدن
جیمین : ببخشید.... حالش چطوره ؟؟؟؟
دکتر : خوبه خطر رفع شده .... به قفسه سینش و مغز اسیب شدیدی رسیده و ممکنه به دلیل اسیب خیلی شدید به مغز فراموشی گرفته باشه
جونگ می : فراموشی ؟؟؟؟
دکتر : بله.... اگر کاری ندارید من برم
جیمین : نه بفرمایید
دکتر : راستی داخل اتاقش وارد نشید از پشت شیشه نگاهش کنید ..... ممنون
جیمین: باشه
راوی: جونگ می نزدیک شیشه شد و جونگ کوک و دید و اشکاش جاری شد
نایلا : جونگ می اروم باش
جونگ می : همش تقصیر منه
نایلا : نه .... اخه چرا همه چیو می‌ندازی گردن خودت
جونگ می(گریه) : داخل شهربازی که بودیم .... به من گفت ..... گفت ....دوست دارم..... من ردش کردم ‌و گفتم دوست ندارم ...‌ در صورتی که دوستش دارم
نایلا : جونگ می چرا اینکار و کردی؟.... می‌دونی اینکارت یعنی چی ..... یعنی بازی کردن با عشق یکی دیگه .... خیلی کارت بد بود
جونگ می : فکر این لحظه هاشو و نکرده بودم (راوی: چرا فکر نکرده حرف زدی😑)

فردا صبح 🌄
راوی : جونگ می همش چشمش به شیشه بود و جونگ کوک و میدید و عذاب وجدان گرفته بود و نمی‌دونست چه کار کنه
و از دیشب هم همش گریه میکرد و زیر چشماش گود افتاده بود و نایلا و جیمین رفته بودن خونه و بعد برگشته بودن ولی جونگ می از جلوی شیشه تکون نمیخورد

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط