عاشقانه ها

عاشقانه ها
همان گونه که آمدم از خیالت پاک می شوم
آرام
نرم
آهسته
بی چراغ و بی صدا
قول می دهم ذره ای صدای رفتنم آرامش سکوتت را بر هم نزند
ای کاش می فهمیدی دلم برای تمام دیدارهای پر شورمان چقدر تنگ شده اما تاب و توان انتظارت نیست
من به همان بهانه کوچک آشناییمان می روم
شاید هم تو می روی
من برای ماندن خسته ام
حجم سرد این سکوت امانم را بریده
دلم برایت تنگ می شود
ای کاش
ای کاش کسی می دانست تا کی باید دل تنگ بود
چه فرقی داره
چه فرقی داره وقتی تنها حاصل بودنمان سکوت است و سکوت
انگار
انگار که نه کسی رفته نه کسی آمده
بهار می آید چه باشم چه نباشم
اما وقتی بهار را یافتی و در شکفتن آن سر مستانه لبخند زدی به یاد بیاور که کسی مشتاق دیدن لبخند بهاریت بود و تو چه بی تفاوت دریغ کردی

خدانگهدار …
دیدگاه ها (۲)

ببخش که من عاشقت هستم …در وجودم کسی هست ! به وسعت تو …. که...

زندگی زیباست …به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز … و ...

دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کر...

مرضیه جانم...❤️دیدارت، شبیه آمدنِ بهار به شهری‌ست که سال‌ها ...

سناریو اسلیترین +بعضی گریفیندوری ها

سناریو اسلیترین + بعضی گریفیندوری ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط