،اينجا شيراز

،اينجا شيراز


 

ساعت 11 شبه

 

لحظات سختي را سپري مي كنم

 

دو ساعته ميخام بخوابم لا مصب هرچي بالشت و جعبه دستمال كاغذي و ماشين حساب پرت مي كنم به كليد برق نمي خوره كه خاموش بشه ...

.

.

.

.

.

.

.

.

واسم فقط يه لنگه دمپايي مونده اين آخرين سلاحمه .....

 

برام دعا كنيد اگر اين به هدف نخوره بايد بلند بشم!!!
دیدگاه ها (۵)

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ، ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻧﯿﺴﺖ،ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﯿﺎﺩﺑﯿ...

مامان ؟! لحاف من صورتی بود ، چرا سفید شده ؟؟ !!بالشم مثل پنب...

یادم هستآن شب وقتی ازسر میز غذا بلند شدم،شنید مادرم بابتسوخت...

آدمها بسیار خاطره بازند!در دوران مدرسه، از هر ترفندی برای جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط