مرد یعنی تکیه گاه

مرد یعنی تکیه گاه
یعنی پشتوانه
یعنی توی اوج عصبانیت و غصه هاش دلت به مهربونیش خوش باشه...
مرد یعنی وقتی خسته و دل زده ار همه کس و همه جایی...
پشتت گرم باشه که مردت هست و کنارته...
مرد یعنی توی اخماش نگاه کنه و یهویی لبخند بزنه...
مرد یعنی عصبی بشه، داد بزنه و حتی باهات دعوا کنه...
اما اعتراف کنه که عاشقته
مرد یعنی وقتی پر از خستگیه...
اما میدونی که اگه بهش زنگ بزنی...
با صدای خستش میگه جااااااااانم خانوممممممم
مرد یعنی خواستن...
یعنی نیاز...
یعنی عشق...
مرد برای من یعنی ساختن آینده...
مرد برای من یعنی همه چیز، همه کس...
مرد برای من یعنی فقط ت_❤_و...
دیدگاه ها (۷)

:Part8 جیمین ساف ایستاد و توی چشم های مرده روبروش خیره شد......

سناریو بونتن پارت۴

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۳روز چهارم، لیا از وقتی چشم‌هاش رو باز...

سناریو:زخم التیامی/ پارت بیوگرافینیهی بعد میلیارد ها سال پار...

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

پارت. ۳۱

my snow ❄#my_snowPT 34صدام می‌لرزه. لعنتی قرار بود اسیب پذی...

Destiny part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط