چشمگریان مرا حال بگفتم به طبیب

چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب

گفت یک بار ببوس آن دهن خندان را

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

لبت مِی در مِی است و نوش در نوش#خاقانی

من دگر سوی چمن هم سر پروازم نیستکه پر بازم اگر ه...

مستی و عاشقانه می‌گوییتو غریبی و یا از این کویی#مولانا

آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟!#رهی_معیری

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره‌ی درم...

دست و پا گر بشکند با نسخه درمان میشودچشم گریان هم دمی با بوس...

در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم ،که مگر حال مرا چشم تو تصو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط