نامه شهید آوینی به حاتمی کیا

نامه شهید آوینی به حاتمی کیا
بخش(2)

بهشت ارزانی عقل اندیشان، اما در عالم رازی هست كه جز به بهای خون فاش نمی‌شود ظاهر عالم در سایه اسم ساتر و ستاره پرده بر این راز كشیده است و پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را. تا جز كشتگان راه عشق راهی به حریم این حرم نیابند.تو خود به چشم خویش دیدی كه بهای ورود در این حرم چیست. آنگاه تو خود را میراث دار امیراسكندر یكه تاز یافتی و چنین بود.
اما دوران حاكمیت عشق چه كوتاه بود عصر خود سر رسید و باب شهادت مسدود شد و باز هم عاشق و مجنون به دو مفهوم مترادف مبدل شدند. دیگر به هیچ میزانی جز جنون. عاشق را از غیر او تمیز نمی‌توان دید. چرا كه حقیقت دین در ظواهری مقبول عقل متعارف تنزل می‌یابد وعشق به این ظواهر جای عشق حقیقی می‌نشیند.
عادت، گورستان فرهنگ و ادب است و من در سفر حج به حق‌الیقین آزموده‌ام كه چگونه عشق دیوارهایی سنگی جایگزین عشق خدا می‌شود و دینداران، حراست از ظواهر وعادات را با حراست از اصل دین اشتباه می‌گیرند.من در آن سفر دیده‌ام زاهدانی كه قرب را با میزان طول سجود می‌سنجیدند. دیده‌ام كه چگونه ظاهر نماز هر چند در برابر ركن‌ یمانی، می‌تواند انسان را فرسنگ‌ها از باطن حقیقت دور كند.و در سفر حج حسرت كربلای پنج را خورده‌ام تا سجاده بر آتش بگسترم و گردن به شمشیر پرده‌دار بسپارم و اگرنه. آنجا كه پرده‌دار حرم، حرامیان آل سعودند. دست ما كی به حجر الاسود می‌رسد؟ و دریافتم كه چرا امام عشق حج را ناتمام گذاشت تا به جنگ بپردازد.
دوست من، اكنون كه دیگر جنگی در میان نیست كه سربازی و جانبازی، معیار دینداری باشد چگونه می‌توان دینداران را از عیر آنها تشخیص داد؟ تو میراث دار امیراسكندریه یكه‌تاز هستی ومن بر این شهادت می‌دهم . دو بار از كرخه تا راین،‌را دیدم و هر دو بار از آغاز تا انجام گریستم.

ادامه در پست بعدی...
دیدگاه ها (۴)

نامه شهید آوینی به حاتمی کیابخش(3)دو بار از كرخه تا راین،‌را...

نامه شهید آوینی به حاتمی کیابخش(4پایانی)...و آنچه باقی می ما...

نامه شهید آوینی به حاتمی کیابخش(1)آقای حاتمی كیا، بگذار كه ب...

بى گمان گاهِ نه چندان دورىمن نمازى از عشقروى يك تپه ى مُشرِف...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :عقاب، گوزن، چهارپای بال...

خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آوردکه اوصاف علی طبع مرا ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط