کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد

کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد
مرا بالای بالا برد، ولی سنگ سقوطم زد
چه ها گفتند و نشنیدم، بدی کردند و بخشیدم
ز تیغ گریه اشکم ریخت، ولی من باز خندیدم
سکوتم حرف ها دارد، ولی چشم و دهان بستم
ببین ای خوب دیروزی، کجا بودم، کجا هستم...!!!
دیدگاه ها (۱)

ﺍﮔﻪ من ﺩﮐﺘﺮ ﻧﺸﺪﻡ فقط ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ! ﺩﺭﺳﺘﻪ...

دیشب به مامانم میگم: یه دختری هست خیلی منو دوست داره چیکار ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

مثل گذشته 🥀شب دردناک مثل آغوش معشوق دردناک🥀 🥀 ولی تا...

دخترک حق تو گلو ای کرد سپس همان چشم های کیوت و قرمز اش یا لپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط