سگی نزد شیر آمد و گفت با من کشتی بگیر

سگی نزد شیر آمد و گفت با من کشتی بگیر

شیر سر باز زد .

سگ گفت : نزد تمام سگان خواهم گفت .
شیر از مقابله با من می هراسد

شیر گفت :
سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند
که با سگی کشتی گرفته ام..
دیدگاه ها (۱)

طنز روزاوباما اعلام کرد :من کنت مولاه ،فهذا هیلاری مولاه..

دختر بچه‌ای که به طور مرتب برای پرندگان محلی غذا جمع آوری می...

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می ...

بخوان مرابه نام اولین غزلبه نام اولین شکوفه ای که میرسد به م...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

✍ نماز اول وقت شاه کلیدنقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی(ر...

فراتر از خویش

❇️ #کمبوجیه و کشتن #همسر باردار خود !!! ▪️در منابع تاریخی آم...

السلام علی المهدی عج

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

قسمت ۷

داستان عاشقانه جدید

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط